سفارش تبلیغ
صبا ویژن

امروز پنج شنبه مورخ 24/09/90 از بنار به مقصد بوشهر از منزل خارج شدم و وقتی که کنار میدان آزادی بوشهر(میدان برج) پیاده شدم دیدم که اتوبوس در ایستگاه ایستاده است و تصمیم گرفتم که با آن به شهر بروم. وقتی با اتوبوس خط برج- خیابان سنگی سوار شدم، دیدم چند دانش آموز دبستانی روی صندلی های جلو نشسته بودند که بعد از گذشت چند ایستگاه و توقف، پیرمردی که به نظر می رسید حدود 60سالی سن دارد وارد اتوبوس شد و هنوز به پله های آخر اتوبوس نرسیده بود که یکی از دانش آموزان که بیش از 12سال سن نداشت بلافاصله بلند شد و دست پیرمرد را گرفت و جای خود را به وی تقدیم کرد و پیرمرد نیز با چشمان گریان بوسه ای بر پیشانی دانش آموز زد و چه دعاهای خیری که برای این عزیز دوست داشتنی نکرد . چند ایستگاه بعد نیز ، پیرمرد دیگری عصا در دست که سن بیشتری داشت وارد شد و دیدم که دانش آموز دیگری که کنار پیرمرد قبلی نشسته بود همانند دوستش بلند شد و پیرمرد را جای خود نشاند. وی نیز دانش آموز را از دعاهای خیر خود بی نصیب نگذاشت. آفرین بر این دانش آموزان دوست داشتنی. و چه زیباست دیدن این حرکات.این جریان تا حدودی برایم جالب بود زیراکه بنده همانند این صحنه را دیده بودم؛ اما با این تفاوت که آقا پسری باوجود درخواست فرد میان سال برای نشستن بر روی صندلی، در عین ناباوری و با چند کلمه ی تحقیرآمیز از بلند شدن خودداری کرد. (البته خارج از استان بوشهر) .





تاریخ : سه شنبه 90/11/18 | 8:42 صبح | نویسنده : بنارانه | نظرات ()
.: Web Themes By Akj :.