بخشی ازوصیت نامه شهیدصفرشجاعی
بسم الله الرحمن الرحیم
باسلام به امام زمان ونایب برحقش امام امت وصیت نامه خودراشروع می کنم وراز دلم راعیان می کنم.من درخانه ای مستضعف دیده به جهان گشودم ودرسن شش سالگی بارفتن به مدرسه تاکلاس پنجم رادردبستان روستا به سربردم ومن درهمان اوایل انقلاب درآن روزهایی که صدام کافر باکمک ازاربابان خود به خاک اسلامی ما حمله ور شد من عشقی عجیب رادردل خود احساس می کردم وتااینکه برآن شدم تابه جبهه بروم تابلکه بتوانم دین خودرا نسبت به انقلابم اداکنم وباکاروانی ازشیرمردان به جبهه رفتم تابلکه بتوانم من هم دراین جهادمقدس سودی برده باشم.وامادرآخرچندکلامی باپدرم ومادرم،واما ای مادرم که درپای من زحمت زیادکشیدی ومرا ازکودکی خردسال به نوجوانی برومند تربیت کردی ازتو می خواهم که حالا که فرزندت رادر راه خدا فرستاده ای همچون مادر علی اکبرصبرداشته باشی ونگران نباشی،واماتوای پدربزرگوارم من ازتو می خواهم که همانطور حسین وار جوان خود را به جبهه فرستادی اکنون هم صبرداشته باش وگریه به دل راه مده ان شاء الله که به دست پرتوان این فرزندان برومند این مرزوبوم دست هرتجاوزگری راازاین کشورکوتاه کنیم.واما ای برادرم وبرادران همانطورکه من تفنگ افتاده برزمین رزمنده ای رابرداشتم تابتوانم سینه دشمنی راموردخشم خود قراردهم توهم نگذار که تفنگ من برزمین افتد، وتوای خواهرم وخواهران ایرانیم شماهم همانطورکه دراین انقلاب همیشه خودتان رامسؤول وسهیم بوده اید هم اکنون هم باحجاب خودت که درواقع مشتی محکم بردهان تمام یاوه گران است،این سلاح بزرگ خویش راحفظ کن تادشمنان اسلام وحشت زده تر بشوند."والسلام
به امیدپیروزی رزمندگان اسلام
بسم الله الرحمن الرحیم
به مناسبت سالروز شهادت شهیدصفرشجاعی یکی ازشهدای بنارآب شیرین که سال ها درجبهه های نبرد علیه دشمن بعثی جنگید، زندگینامه این شهید والامقام راتقدیم می داریم.لطفا اگرخاطره ای از شهیدصفرشجاعی دارید درقسمت نظرات بفرستید.

شهیدصفر(حبیب)شجاعی
نام پدر:عبدالحسین
تاریخ تولد:2/3/1347
محل تولد:بنارآبشیرین
تاریخ شهادت:27/9/1366
محل شهادت:سومار
محل دفن:بنارآبشیرین

صفرشجاعی فرزندعبدالحسین در دوم خرداد1347درخانواده ای فقیرومذهبی در روستای بنار آب شیرین ازتوابع شهرستان دشتستان دیده به جهان گشود.ازهمان آغازطعم مشکلات راباتمام وجوداحساس می کرد. صفردرجمع باصفای خانواده دوران کودکی را سپری ، وبازی درکوچه های خاکی روستا راباهمسالان خودتجربه کرد.کودک پرجنب وجوش آن روز وسربازفداکارجبهه های نبرد وشرف سال های بعد درسن شش سالگی پابه مدرسه نهاد.حضورصفردرجمع کودکان روستا واشتغال به تحصیل علم، قدم های دیگری بودتاوی درس چگونه زیستن رابیاموزد. دوران ابتدایی را باموفقیت پشت سرگذاشت وتحصیلات رادر مدرسه راهنمایی بوعلی زیارت ادامه داد.همزمان بادوران مدرسه، آتش جنگ تحمیلی درکشورمان شعله ور گردید.صفرباعلاقه وایمانی که به اسلام وانقلاب داشت وارد فعالیت های اجتماعی شد وعضویت دربسیج راپذیرفت تانشان افتخار حسینی بودن رابرای همیشه برگردن خود داشته باشد.اوعاشقانه پا به بسیج می گذاشت تادر این مدرسه اولین آموزش های رزم علیه دشمن بعثی راتجربه کند.درسال های آغازین جنگ ازنظر سنی کوچک بود وتوانایی رفتن به جبهه رانداشت.سرانجام صفرباعلاقه وایمانی که داشت خودرابرای شرکت درجبهه آماده کرد وباحضور در جبهه های کردستان،دهلران و فاو، دین خود رانسبت به نظام مقدس جمهوری اسلامی ادا نمود.اودرجبهه ها رشادت های زیادی ازخود به یادگار گذاشت.هربار که مأموریتش به اتمام می رسید،تکلیفی دیگر را برای خود رقم می زد.
پس ازآنکه مأموریت های محوله را به اتمام رسانید برای انجام خدمت مقدس سربازی بار دیگر لباس رزم پوشید. این باردرجبهه سومار وارد جهاد علیه متجاوزین بعثی شد.سرانجام صفرشجاعی درتاریخ27/9/66براثرترکش خمپاره دشمن به لقاء الهی رسید وخون پاکش به عنوان سندی برای حمایت ازاسلام وانقلاب برتارک تاریخ ماندگارشد. پیکر مطهرشهید ازمشهد سومار به زادگاهش روستای بنارآب شیرین منتقل وباحضور انبوه مردم وهم محلی های عزادارش درگلزار شهدای این روستا به خاک سپرده شد.

" روحش شاد و راهش پررهرو باد"
جشن عید غدیر ونشست عمومی ماهیانه بسیج
به مناسبت عیدغدیرخم عیدامامت و ولایت مراسم جشنی توسط دهیاری بنارآبشیرین باهمکاری پایگاه مقاومت بسیج شهدا برگزار گردید.این مراسم باحضور گسترده بسیجیان،اهالی روستا،اعضای شورای اسلامی،دهیار روستا ومسئولین پایگاه مقاومت بسیج دوشنبه شب 23/8/1390ساعت 19:30درمسجدامام سجاد(ع)برگزارشد. مراسم باتلاوت آیاتی از کلام ا...مجید توسط آقای رضا رضایی شروع شد وپس ازآن حاج آقا شهسوار که به عنوان سخنران دعوت شده بود به ایراد سخنرانی درخصوص حادثه غدیر خم ونقش امامت و ولایت مولا علی(ع)پرداخت.قسمت بعدی قرائت مقاله بود که توسط آقای جلیل سلیمی انجام شد وپس از آن آقای ابراهیم زمانی(آخوند)به قرائت اشعاری دروصف حضرت علی(ع)واهل بیت پرداخت.دیگربرنامه امشب مسابقه فرهنگی غدیر بود که به صورت کتبی برگزارشد وبه چهارنفر ازبرندگان مسابقه(آقایان جابرعسکری،حسین جعفری،عباس شجاعی وجعفرجعفری) به قید قرعه جوایزی اهداشد.درادامه آقای صفرباقری مسئول پایگاه مقاومت بسیج شهدا دراین جلسه که نشست عمومی وماهیانه پایگاه نیز بود دقایقی به تشریح فعالیت های گذشته بسیج وبرنامه های آتی درسال90پرداخت وازبسیجیان خواست خود رابرای برنامه های ماه محرم آماده کنند،وازحلقه نوجوانان بسیج با اهدای جوایزی تقدیر شد. نکته جالب مراسم ، حضور تمامی رده های سنی از کودکان تابزرگسالان بود که از دونفرازافرادپیشکسوت حاضر درجلسه آقایان ماندنی جوکار و علی آذرنیوار با اهداء هدایایی تجلیل شد. درپایان ضمن تبریک این عیدفرخنده ازکلیه دوستانی که ما را درانجام این مراسم یاری نمودند خصوصا آقای محمدرضا باقری دهیارمحترم وبرادربسیجی آقای عباس پرتابیان تشکر وقدردانی به عمل می آید .

شهید علی زاهدی یکی از افتخار آفرینان میدان جهاد درمقابل دشمنان بود . وی در آبان ماه 1364 ، درحمله ی ناجوانمردانه ی عراقی ها به جزیره ی خارگ ، به شهادت رسید . به منظور گرامی داشت یاد وخاطره ی او ، این شماره را به روان پاک او تقدیم می کنیم :
_یکی ازدوستان صمیمی وقدیمی علی که خاطرات زیادی رادردوران های مختلف باهم داشته اند به ذکریکی ازخاطرات خود می پردازد: باشروع جنگ تحمیلی من وعلی دربسیج ثبت نام نمودیم وعضوپایگاه شهیددستغیب خارگ شدیم.وقتی هواپیماهای عراقی به جزیره خارگ و نفتکش ها حمله می کردند واسکله ها رابمباران می کردند من وعلی آمادگی خودرابرای کمک به اطفاء حریق اعلام می کردیم. یک روزکه ما درسنگر بودیم ازفرماندهی ناحیه مقاومت آمدند وگفتند مابرای دریا احتیاج به نیرو داریم. من وعلی ومجموعا 15نفراعلام آمادگی کردیم. یک کشتی نفتی ایران درنزدیکی جزیره فارسی موردهدف راکت هواپیماهای دشمن قرارگرفته بود. باید آن را نجات می دادیم. شبانگاه با سه یدک کش باتمامی امکانات برای خاموش کردن کشتی به راه افتادیم . نزدیکی های صبح به کشتی که درآتش شعله ور بود رسیدیم. متوجه شدیم عده ای خارجی کشتی رابه سوی دبی می برند. علی به فرمانده گفت: بگو تا کشتی را رها کنند. فرمانده با آنها صحبت کرد که شماباچه مجوزی کشتی ما را باخود می برید؟ آنهاگفتند مازحمت کشیده ایم وحق الزحمه ماراباید بپردازید وگرنه کنار نمی رویم. یکی ازبچه ها که انگلیسی بلدبود به آنهاگفت که این ها بسیجی هستند وحرف های شما برای اینها فایده ای ندارد.علی به ناخدای یدک کش گفت: مسیرکشتی را به سوی جزیره برگردانید. همزمان که کشتی به سوی خارگ می رفت ما هم مشغول خاموش کردن کشتی بودیم. پس ازانجام این ماموریت یک روزعلی نزد من آمد وگفت فرداعازم چاه های نفت هستم. به اوگفتم فعلا نرو. گفت این قدر برای رفتن خوشحالم که درپوست خود نمی گنجم. فقط آمده ام ازشما خداحافظی کنم و وصیت هایی به شما دارم. یکی اینکه مرا حلال کنید ودوم نگذارید خون شهیدان پایمال گردد. سفارش آخرم این است: به پدر ومادر ودوستان و هم محلی هایم بگویید که حلالم کنند. به علی گفتم چقدر ترسو هستی؟علی گفت بعداز20سال هنوزمرانشناخته ای! گفتم چرا؟گفت من فقط ازخدامی ترسم. علی می گفت اگرموشک یا هواپیما رادیدم که به سوی ما می خواهد حمله کند من قبل ازحمله خود رادر دریا می اندازم وشنانیزبلد م. بعدامی توانم نجات پیداکنم. وقتی سکوی نفتی مورد حمله قرارمی گیرد، شهیدمی خواهدخودرابه درون دریا بیندازد ولی قبل ازآنکه دردریابیفتد، به پایه ای که طناب کشتی رابه آن می بندندبرخورد می کند وبعدازچند دقیقه شهید می شود.
برادرش جمشید درباره ماهیگیری شهید می گوید:علی درماهیگیری رزق وروزی خاصی داشت. هروقت به ماهیگیری می رفت بادست پر برمی گشت. سالها قبل پدروعمویم کارلوله کشی آب چاه های نفت منطقه خشت رابرعهده داشتند وما هم بعنوان کارگر مشغول به کار بودیم. شهید هم راننده تراکتوربودند. یک شب به کنار رودخانه رفتیم وهریک ازما جداگانه قلاب ماهیگیری رادرآب انداختیم. صبح که علی رفت تاقلاب را ازآب درآورد، متوجه شد که قلاب خیلی سنگین است. پدر راصدازد. رفتیم به کمک او. دیدیم قلاب یک ماهی به اندازه حدود12کیلوگرم گرفته است واین برای ما خیلی جالب بود. وآقای مسلم جعفری می نویسد : خدابیامرزدش یک سیم سیار برق، برای آرامگاه بنار خریدچون آن موقع هرکس می مرد، بالای سر قبرش چادر می زدند وچند شبانه روز قرآن می خواندندوآن سیم سیار برای اولین کسی که استفاده شد برای خود اوبود.خدا شفاعت شهدا علی الخصوص علی زاهدی را درآن دنیا شامل حال همه گرداند. /روحش شاد و یادش گرامی باد
مراسم شب خاطره وتجلیل ازخانواده شهدا و رزمندگان به مناسبت سی ویکم شهریورماه سالروز آغازجنگ تحمیلی وآغازهفته ی دفاع مقدس، مراسم شب خاطره وتجلیل ازخانواده های معظم شهدا ورزمندگان هشت سال دفاع مقدس روستای بنار آبشیرین برگزارگردید. این مراسم توسط گروه مقاومت بسیج شهدا باهمکاری شورای اسلامی ودهیاری بنارآبشیرین پنج شنبه 31/6/90ساعت 21برگزارشد.
|