سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

بنارانه
 

دی که ریشه ای عمیق در زبان فارسی دارد ، در گویش دشتستانی به معنای مادر است . کاربرد این واژه تنها در زمانی نیست که کسی مادرش را خطاب می کند یا در باره ی او سخن می گوید ، بلکه در مواردی از بیان احساسات که ربطی به مادر هم ندارد ، این واژه بر زبان می نشیند .

یکی از مواردی که از واژه ی دی استفاده می کنیم و به ظاهر هیچ گونه ارتباط مستقیمی نیز با مادر ندارد ، زمانی است که می خواهیم از میزانی از زیبایی هایی که می بینیم ، تمجید کنیم . به عنوان نمونه وقتی کسی به باغی سر می زند و گل های شادابی را می بیند ، برای بیان احساس خود و نشان دادن زیبایی آنچه که دیده است از ترکیب « دی جون » استفاده می کند . در این حالت ، او جون ( جان ) را کشیده تر تلفظ می کند ( دی جوووووووون ) که قراردادن دو واژه ی جان و مادر در کنار هم ، خود می تواند موضوع بحث دیگری باشد .

شاید شما در مسیر زندگی ، بارها و بارها با ترکیب « دی والله » رو به رو شده باشید . یکی از معانی حرف واو ، در گویش دشتستانی به معنای قسم و سوگند است به عنوان نمونه وقتی می گویند « والله » یعنی سوگند به خدا اما در اینجا ترکیبی ساخته شده که می تواند محبوبیت پدیده ای را بیان کند . مثلا وقتی چیزی را می بینیم که برایمان تازگی دارد و آن را نیز دوست  می داریم ، برای بیان میزان محبوبیتی که در دلمان ایجاد کرده ، از این ترکیب استفاده می کنیم . شاید بتوان گفت که این ترکیب ، مترادف «  بنامیزد » در شعر حافظ است . یعنی ماشا الله . نوم خدا ( نام خدا – به نام ایزد )

ترکیب « دی رود » نیز از مواردی است که زنان در هنگامی که برای فرزندانشان مشکلی یا مصیبتی پیش می آید ، بیان می کنند و به معنای رود مادر یعنی فرزند مادر است .    


[ شنبه 96/1/26 ] [ 10:38 صبح ] [ بنار آبشیرین ] [ نظرات () ]

نوروز

     مقدمات نوروز با چهار شنبه سوری آغاز می شد . شب چهار شنبه سوری یا غروب آن روز ،  در خانه ها آتشی افروخته می شد و یک نفر آن  آتش را در تمام خانه ها می گرداند و به تمام گوشه ها و زوایای حیاط می برد و با این عمل ، بدی ها و نکبت و تنبلی ها و سیاهی ها را از خانه می زدود  تا نوروز زیبا از راه برسد . .  در فرهنگ ایرانی ، شب آخرین چهار شنبه ی سال ، چهار شنبه سوری است و آتش بر می افروزند و جشن می گیرند اما در بنار آب شیرین ، در شب آخرین چهار شنبه ی ماه صفر آتش به دست گرفته و زوایای خانه را می گردند و کوزه های کهنه و ترک خورده را می شکنند . این مراسم به « صفرک دَر » معروف است . « ... مردم در چهار شنبه آخر ماه صفر در هنگام غروب به ساحل دریا می رفتند و برای این که از سنگینی ماه صفر بکاهند ، هفت سنگ صاف و کوچک از سنگ های صاف ساحلی را انتخاب کرده و به دریا می انداختند و این بدان معنی بود که این ماه را به سلامتی سپری کرده اند . ... اینجا نیز نام چهار شنبه سوری ماه صفر به نوعی باز گردانی آیینی ایرانی به باوری مذهبی و بومی در منطقه ی بوشهر است . » سودابه معموری . گزارش اجمالی از پرونده ی ثبتی سه اثر معنوی . بوشهر نامه . شماره ی 14    « بر اساس باور ها ، در شب چهارشنبه سوری نباید نفرینی صورت گیرد زیرا برخی بر این باورند که در روزهای آخر سال جمعا 1999 بلا نازل می شود که فقط 999 تای آن در این شب رخ می دهد . در استان بوشهر ، عصر چهارشنبه سوری کوزه ی نو یا کوزه ی کهنه را می شکنند و معتقدند که از این طریق بلاها را دور می ریزند .  نصرالله اسدی . برخی باورها و آیین ها در استان بوشهر . مجله ی بوشهر نامه . شماره 13

 نوروز ، روز شادمانی مردم بود . روز جشن و دید و بازدید  و از شادی کودکان در کوچه ها ، غوغایی برپا بود . همه ی مردم از کوچک و بزرگ ، نو ترین لباس هایشان را می پوشیدند و به دیدار هم می رفتند و از همدیگر با آجیل پذیرایی می کردند .   شب تحویل سال نو ، دی عید (مادرعید) به همه ی خانه ها سرمی زند .  به همین دلیل برای  رضایت خاطر او ، مردم  خانه ها را می آراستند و در طاقچه ها ، گل وگیاهان خوش بو و زیبایی مانند مرمرشک  و میوه هایی مانند  بُل(کـُنار) می گذاشتند ، تا دی عید بیاید و یکی یکی آن ها را ببوید و با رضایت برود .

« ... زردشت گفت که روان مردگان در ایام فروردگان به خانه ها ی ایشان باز می گردند و امر کرد که در آن ایام خانه ها را پاک کنند و فرش های پاک بگسترند و آنجا خوردنی های خوش مزه و اشتها آور بنهند و بخورند تا روان مردگان به بو و نیروی آن قوت گیرند . » ترجمه از غرراخبار ملوک فرس ثعالبی . صادق هدایت . نیرنگستان . صفحه ی 108 پاورقی

« ... ایرانیان باستان در شب نوروز آتش های بسیاری را می افروختند و گناهان خود را از این طریق پاک می کردند و تن خود را با آب می شستند و بر همدیگر آب می پاشیدند  با این امید که در سالی که در پیش روی دارند ، باران بسیار ببارد و در تشتی از هفت نوع دانه می کاشتند  به امید باروری بیشتر محصول و زندگی با نشاط تر . »  دکتر عباس عاشوری نژاد . آیین ها و آیینه . بوشهر نامه . شماره ی 14

   در گذشته زرتشتیان خوان نوروزی را با مائده های زمینی و درختی می آراستند و برای اَمشاسپندان، هفت فرشته مقدس دین مزدیسنا، که در ده روز فروردگان - از 26 اسفند تا 5 فروردین – از جهان مینوی به زمین می آمدند ، می گذاشتند. (همان، ص52)

  مردم معتقد بودند که درست در همان لحظه ی تحویل سال ، تمام آب رودخانه ها روغن می شود . نقل است که پیرزنی شب هنگام  برای آوردن آب به رودخانه می رود . آن موقع تهیه ی آب آشامیدنی از رودخانه ها بود . پیرزن کوزه ای آب بر می دارد و به خانه بر می گردد .  صبح روز عید نوروز که پیرزن از خواب  بر می خیزد و می خواهد از آب استفاده کند ، متوجه می شود که کوزه لبریز از روغن است . آنگاه متوجه می شود که لحظه ی تحویل سال کنار رودخانه بوده است   درهنگام تحویل سال ، هرکسی به هرکاری مشغول باشد ، در سال جدید هم به طور غالب  درگیر همان کار می شود . به همین دلیل در آن هنگام  ، مردم به شادمانی و انجام کارهای خوب می پردازند . «  ... اگر کسی در موقع تحویل درخانه ی خودش پای هفت سین نباشد تا سال دیگر از خانه اش آواره خواهد بود ... » صادق هدایت . نیرنگستان . صفحه ی 109

   « بنابر باور های عامه ، اگر کسی در سر سال و تحویل سال کهنه در خانه و بر سر سفره نوروزی حضور نداشته باشد،  تا آخر سال از خانه و خانواده دور و آواره ، و از یاری خدا وفَرَوَرها و دعای خیر روان درگذشتگان محروم خواهد بود . » (بلوکباشی، 1392: ص53)

  درهنگام تحویل سال، هرکسی هردعایی کند ، مستجاب می شود . نقل است که در شب عید ، یک نفرنشسته بود و چون زمان دقیق تحویل سال را نمی دانست ، قصد کرد تمام شب را پیوسته دعا کند و بگوید  : «پُر ِفِدَه میش ، پُر ِفِدَه میش» (یعنی حیاط پر از گوسفند شود) از قضا  ، نیمه های شب و درست در هنگام تحویل سال ، خواب آلود شده و چرت زنان  این دعا را تکرار می کند اما در همان لحظه ی حساس که سال تحویل می شود ، او به جای میش، می گوید میخ . پس از آن نیز به خواب می رود . صبح  عید که ازخواب بر می خیزد ، متوجه می شود که  تمام حیاطش لبریز از میخ است .   سال نوکه تحویل شد ، نباید هیچ چیز شکسته ای اعم از ظروف یا حتی طلای شکسته ای درخانه وجود داشته باشد . به همین جهت پیش تر ، اشیای قیمتی را تعمیر می کردند و اشیای ارزان قیمت را نیز بیرون می ریختند . صبح روز عید نوروز ، طبق سنتی دیرینه و نانوشته ، درهرخانه ای مرغی- مرغ محلی- را می گرفتند و سر می بریدند . همان موقع آن را پاک می کردند . پایش را می بریدند و به کودکان می دادند . کودکان نیز پای غضروفی مرغ را در چالهی آتش می انداختند و هنگامی که می پخت ، آن را به دندان می کشیدند و دقایق زیادی با آن در گیر می شدند که حاصل آن ، سیاه شدن اطراف لبان تا روی گونه های کودکان بر اثر خاکستر بود . زنان نیز هر کدام از وظایف خود را به ترتیب انجام می دادند تا ظهر هنگام فرا برسد . این کار در نوروز بدون استثنا در در فقیرترین خانه ها  تا خانه ی خوانین و کدخدایان انجام می شد . با این کار ،  برای آغازسال، خین ریزون (خون ریزان) می کردند تا هم بلا وآفات را دورکنند و هم تمام مردم روستا ، بدون استثنا ، آن روز ناهارشان  مرغ باشد .   در ایام نوروز، مردم تحول آمدن بهار و باز زایی طبیعت  را با واکنش های رمز گونه و نمادین ، در مجموعه ای از رفتارهای آئینی باز می نمایانند . کنش های مردم در آئین پاک سازی و وداع نمادین با سال کهنه و سیاهی ها و آلودگی های آن با راه افتادن «آتش افروز» یا «حاجی فیروزه» در گذرگاه های مردم ، «خانه تکانی» گندزدایی از محیط زیست ، معطر کردن فضای خانه ، تطهیر و نو کردن جامه و اسباب و اشیای زندگی ، رویاندن سبزه و مانند آنها تجلی و نمود می یابد . (همان، ص48از جمله باور ها این است که معتقد بودند  هرگاه عید نوروز ، در روز دوشنبه واقع شود ، باید خانه ی یهودیان غارت بشود 

توضیح : این کتاب به زودی به چاپ خواهد رسید      . 


[ جمعه 95/12/27 ] [ 7:16 صبح ] [ بنار آبشیرین ] [ نظرات () ]

 آن سوی روشنایی دستانِ سبزِ نخل

تصویرِ ماه

 

ماییم و خاطراتِ تو ای دوست

ماییم و ...

آه

___

محمد غلامی

دهقاید- تیر 1390

 

 


[ جمعه 95/12/6 ] [ 6:35 صبح ] [ بنار آبشیرین ] [ نظرات () ]

جلد سوم  بنارانه شامل تمام مطالبی که در سال 1391 در  وبلاگ بنارانه آمده ، به صورت کتابی در 185 صفحه در اختیار علاقمندان قرار گرفت .

این کتاب شامل اخبار روستای بنار آب شیرین در سال 91

پیام های تبریک و تسلیت شما در سال 91

مقالاتی از آقایان زواره عالی زاده ، مهندس ابراهیم زمانی ، داراب جعفری و محمد غلامی

معرفی دو تن از مفاخر بنار ( مهندس عبدالرسول بوستانی و مهندس احمد زمانی ) به وسیله ی قاسم شجاعی

خاطرات  ،  باورها  ، غذاهای محلی بنار  ، واژه های گویشی  بنار

شعر هایی از محسن زمانی ، حسن بی باک ، عبدالحسین فلاحی ، ویدا قاسمی و محمد غلامی

بازی های محلی زیر نظر مهندس احمد زمانی

ربع قرن پیش در چنین ماهی شامل اتفاقات 25 سال پیش ( سال 1366 ) در بنار زیر نظر محمد غلامی

بخش ورزشی زیر نظر حسنعلی زمانی و .... شامل نام و ترکیب  بازیکنان و گزارش تمام بازی های رسمی و دوستانه ای که تیم بنار در سال 1391 انجام داده است 

و .............................

علاقمندان می توانند بنارانه جلد سوم را از موسسه ی کپی مهر آیین ، واقع در خیابان فردوسی ، رو به روی دبیرستان طالقانی تهیه کنند        . 


[ دوشنبه 94/11/12 ] [ 6:1 صبح ] [ بنار آبشیرین ] [ نظرات () ]

وبلاگ بنارانه از شهریور ماه 1389  به منظور انعکاس همه جانبه ی روستای بنار آب شیرین شکل گرفت . این وبلاگ از همان ابتدا ، اصولی را در نظر داشته و هنوز هم به آن پایبند است و آن این که مطالبی که در بنارانه درج می شود یا باید در باره ی روستای بنار آب شیرین باشد و یا این که نویسنده ی آن ، از اهالی بنار باشد . به همین جهت حاصل کار بنارانه ، انبوهی از مطالب زیبا و ارزشمند ی است که عمدتاً به قلم فرزندان و یا دلسوزان بنار نوشته شده است  . هدف اصلی بنارانه ، انتقال مطالب به نسل های آینده است تا آنان در باره ی روستایی که در آن زندگی می کنند یا به آن وابستگی خاکی و یا عاطفی دارند ، مطالب مکتوب و مستندی داشته باشند . از آن جا که از دیگر اهداف ما این است که علاقمندان به مطالب بنارانه بتوانند در هر کجا و بدون امکانات دنیای مجازی هم نوشته ها را در اختیار داشته باشند ، سعی ما براین است که نوشته های هر سال را جداگانه و  به صورت کتابی مستقل در اختیارتان بگذاریم .

شما می توانید جلد اول بنارانه شامل مطالبی که در سال 1389 در بنارانه درج شده را از چاپخانه ی میثم برازجان ، خیابان علی آباد ،  روبه روی مدرسه ی راهنمایی حافظ و جلد دوم بنارانه ، شامل مطالبی که در سال 1390 در وبلاگ بنارانه آمده است را از طریق کپی مهر آیین ، برازجان ،  خیابان فردوسی ، رو به روی دبیرستان طالقانی تهیه کنید . در ضمن جلد سوم کتاب بنارانه مربوط به سال 1391 و جلد چهارم مربوط به سال 1392 نیز با مطالبی از جمله گزارش بازی های فوتبال ، اخبار ، خاطرات ، گفتگو ، شعر ، مقالات ، پیام های شما و ..... در راه است و امید می رود تا قبل از نوروز 95 ، در اختیار علاقمندان قرار گیرد که نشانی مرکز تهیه ی آن را نیز  اعلام خواهیم کرد     . 


[ دوشنبه 94/11/5 ] [ 11:1 عصر ] [ بنار آبشیرین ] [ نظرات () ]

   تیم بنار در بازی با سنا مصدوم بر جای گذاشت

در حین انجام بازی و در لحظه ای حساس یکی از بازیکنان نیمکت نشین که جهت کنترل استرس خود،در حال خوردن موز بود ، زبان خود را گاز گرفت وبه دلیل شدت درد در خود پیچید و در حال غلت خوردن وارد زمین مسابقه شد و داور که فکر کرد بازیکن در جریان بازی مصدوم شده در سوت خود دمید و موقعیت صد در صد گل را از تیم سنا گرفت .

سر مربی تیم بنار با نوشتن متنی در بنارانه اعلام کرد:

این بازی ها برای من دستگرمی است من به جام باشگاه های جهان فکر می کنم و هدفم رویارویی با تیم زیدان است . زیدان نیز طی مصاحبه ای گفت از بارسلونا نمی ترسم تیم بنار شبیه امریکای جنوبی توپ می زنه و نیمکت خیلی قویی داره .

کاندیدای نمایندگی مجلس در رختکن تیم بنار حضور یافت و گفت تمام خرج و مخارج تیم با من . سرپرست تیم با کنار کشیدن این کاندیدا گفت تو فقط دو تا توپ برا تیم بخر تمام شناسنامه های بازیکنان را برات می کنم تو گونی... .

بازیکنان غیر بومی بنار بالاخره قرارداد بستند و اولین دستمزد خود را از مدیر عامل گرفتند این بازیکنان روزانه یک وعده خرما و ارده دستمزد گرفتند . مدیر عامل گفت هر بازیکنی که بتواند گلی به ثمر برساند ، می تواند خرما را در عمق بیشتری در ارده فرو کند .

یکی از بازیکنان نیمکت نشین تیم ، طی مشاوره با پزشک تیم ،  به او گفت:

فکر کنم موز میوه مناسبی برای وسط نیمه نیست ، وقتی موز می خورم سر دلمه می گیره

دکتر در جواب این بازیکن گفت عزیزم من گفتم وسط نیمه یک عدد موز نه یک عدد پنگ موز...

سرپرست تیم گفت من فوتبالی نیستم ولی همگان دیدند که نتیحه بازی با سنا را درست پیش بینی کردم . از این به بعد سرمربی باید به من احترام بیشتری بزاره . اخه هی منو هل میده میگه تو اینجا چه می کنی .

سرپرست تیم گفت والله من فوتبالی نیستم ولی چرا ما همه بازی ها رو بردیم ولی میگن بالا رفتنمون هنی اگر مگره

مسابقه پیش بینی بازی بنار و سنا چهار برنده داشت .  مدیریت بنارانه اعلام کرد با مشورت با مسئولین تیم بزودی جایزه ای ارزنده به برندگان تحویل خواهد شد . جایزه امکان داره برای هر کدام از برندگان یکی از جوایز زیر باشد :

1یک بسکویت فلی

2 یک دسته گل از شکلک های واتساپی گل تقدیم شما

3 عضویت فرد در گروه بناری های واتساپ   (سر درد ) 

4 جریمه افرادی که نتیجه 5 گل برای بنار پیش بینی کردند و دادن پول جریمه جهت جایزه

5 گذاشتن فرد برنده زیر چک برقی در صورت اسرار در تحویل جایزه

 

 


[ جمعه 94/10/18 ] [ 6:27 صبح ] [ بنار آبشیرین ] [ نظرات () ]

سلام

 یک نفراز بازیکنان تیم بنار پس از بازی با دیلم به تابعیت آن کشور در آمد وبه بنار بر نگشت . 

سرمربی تیم علت موضوع را مشکلات خدمت سربازی اعلام کردو گفت این بازیکن به تیم النصر هندیجان پیوسته   مادر حال رایزنی با با این بازیکن هستیم . بازیکن جنجالی بنار در صفحه فیسبوکش نوشت تو بازار گم شدم بعد اومدم تا مینی بوس رفته  . دارم کار می کنم پول کرایم را در بیارم میام بنار .

موز چابهار عامل موفقیت تیم بنار
موز چابهار که بیشترین فروش را در شهر برازجان و آبپخش دارد این میوه شباهت خیلی زیادی با موز واقعی دارد در تمرینات تیم بنار به وفور مصرف می شود .  مدیر عامل تیم اعلام کرد مصرف روزانه تیم  ، سه صندوق عقب سمند است که دو صندوق توسط نیمکت نشینان مصررف می شود . به همین علت است که به محض ورود نیمکت نشینان به داخل زمین ، نتیجه را عوض میکنند...
رکورد تیم بارسلونا شکسته شد
درمراسم رونمایی از پیراهن تیم بنار رکورد بلیط فروشی شکسته شد . کریستین رونالدو که در این مراسم شرکت کرده بود گفت عاشق کیک فنجونی هستم . اگر گفته بودین پذیرایی کیکفنجونی هست مسی هم می اومد . او در پایان مراسم گفت اگر اشکال نداره دو تا کیک هم برا نیمار ببرم ،هر چی التماس کرد با خودم نوردمش،بنده خدا گناشه...
 تماشاگران دیلمی با پرتاب ترقه در بین تماشاگران تیم بنار  ، ایجاد رعب و وحشت کردند .
تماشاگران بنار که اوضاع را گرگ و میش دیدند ،نُقُشت نکشیدند" . لیدر با تجربه ی تیم آقای « ج"گفت اوضاع خراوه اینجا روستای "ز"نیست . او طی شعاری  توره لیک را ممنوع اعلام کرد و گفت بازی تموم شد بجکین...
پایان
باتشکر

[ جمعه 94/10/4 ] [ 6:11 صبح ] [ بنار آبشیرین ] [ نظرات () ]

سلام خدمت بنارانه ای ها و فوتبالیست های با تعصب تیم بنار و دست اندرکاران زحمت کش باشگاه بنار آب شیرین ، در دوره ی گذشته موفق شدم سه مسابقه از سری مسابقات تیم را در ورزشگاه تماشا کنم که اتفاقا هر سه مسابقه ما برنده بودیم از نظر فنی واقعا تیم خوب کار کرد و جا دارد از اقای غلامحسین زمانی و دیگر دوستان قدردانی شود . متن کوچکی صرفا طنز به ذهن خطور کرد و به پیشنهاد دوستان در صفحه وزین بنارانه قرار می گیرد .

 با تشکر عبدالرضا باقری

1-  در پی محرومیت بازیکنان بنار و مشکل کمبود بازیکن ، سر مربی تیم بنار جهت تکمیل بازیکنان خود با برادره بولی(بازیکن تیم حریف که باعث درگیری های اخیر شد) وارد مذاکره شد .  بولی که جهت تماشای بازی برادرش در روی سکو در کنار بازیکنان محروم بنار نشسته بود ، پس از به ثمر رسیدن اولین گل تیم بنار از سر شوق و خوشحالی یکی از بازیکنان محروم را در اغوش کشید و اخلاق ورزشی را به تصویر کشید.

2 - لیدر جنجالی تیم سمت سربرستی تیم رسید مسولین تیم به او گفتند در جلسات حق اظهار نظر نداری و بیشتر به فیزیک شما احتیاج داریم .

3 - بعد از بازی جنجالی تیم بنار ، یکی از مربیان رو به بازیکن جنجالی گفت: شمایی که اگر از مینی بوس پیادت کنم کرایه رفتن به ولات رو نداری ، چرا کاری میکنی که 300 هزار تمن جریمه بشی ؟  این بازیکن در جواب مربی گفت : فکرش نباش 300 تمن شاخ یه بزشه...

4- سربرست تیم گفت در فصل بعد چند نفر روانشناس برای تیم استخدام خواهم کرد و از روانشناسان درخواست می کنم عمده تمرکزشان را روی کنترل هیجانات مربیان تیم بگذارند و مرتب بگویند : مربی عزیزم دقت کن .

5- پس از پخش صحنه در گیری تیم بنار در برنامه نود ، رییس فدراسیون بوکس روی خط برنامه آمده و رسما دو نفر از بازیکنان را به تیم ملی بوکس دعوت کرد و همچنین با پخش اسلومیشن صحنه بازیکنی که با پرش بر روی سه نفر ، اسپک غچ را در زمینه صورت بازیکن حریف خاک کرده بود به تیم ملی والیبال دعوت شد .

6-  یکی از بازیکنان تیم بنار جهت پرداخت جریمه های فوتبالی خود از بانک مسکن درخواست وام کرد . مسئولین این بانک اعلام کردند وامی به عنوان وام پرداخت جریمه فوتبال در سیستم تعریف نشده ولی از بودجه فرهنگی می توانیم استفاده کنیم.

7-  بازیکنان نیمکت نشین تیم بنار طی بیانیه ای از کمیته انضباطی هیات فوتبال برازجان به پاس محرومیت چندتن از بازیکنان تشکر کردند . یکی از بازیکنان به نام علی کرم گفت : اگر این اتفاق ها نیفتد که بازی به ما نمی رسد . وی گفت خدا رو چه دیدی شاید منصوریان در یکی از بازی های زیر گروه من را کشف کرد . قابل ذکر است در دوره قبلی علی کرم در بازی که تیم 5 گل جلو بود ، فقط 5 دقیقه جهت حفظ نتیجه به میدان رفته بود . همچنین خبر ها حاکی است این بازیکنان نیمکت نشین به صورت مخفیانه به هیات فوتبال رفته و از آنها در خواست کرده  که محرومیت ها بخشیده نشود...

8-  مدیر عامل جدید تیم بنار انتخاب شد . مدیر عامل جدید که از روسای قدیم بانک مرکزی است معرفی شد .  این مدیر عامل به محض حضور در تمرین به بازیکنان قول داد در بناری سلیمونی اردو برگزار کند و همچنین به بازیکنان مجرد تیم گفت برج لوکس چال تانکی که اقای کیروش در آن سکونت دارد را برای آنها اجاره خواهد کرد وی پس از تمرینات تیم ، آنها را به استخر و جکوزیه جو گزی برد و در رستوران لوکس زیارت با غذای خاویار محلی و کته (همان بادنگون و للک) از آنان بذیرایی کرد و در سالن کنفرانس سنگ سیمان گفت: تخت گاز تا جام حذفی... پایان


[ شنبه 94/9/21 ] [ 6:27 صبح ] [ بنار آبشیرین ] [ نظرات () ]

کمتر کسی است که نامش را بشنود وخاطره ای در ذهنش تداعی نگردد . بسیار شوخ طبع وسرحال . در هر مجلسی حضور می یافت ، شادی را با خود ، همنشین حاضرین می کرد . هیج موقع غمگین در محفلی حاضر نمی شد . بسیار ساده و بی غل و غش . نه اثری از کینه و بخل درش بود و نه دشمنی . همه را دوست داشتند . کلامش بسیار شیوا و دلنشین بود و شنونده را مجذوب خویش می کرد. در هر مجلسی که حاضر می شد ، همه خوشحال می شدند . بسیاری از اقوام ، هنگام دید و بازدید و تفریح او را به همراه می بردند . او خودش ، خودش بود . شیرین و دوست داشتنی .

صفرکهنسال در چهاردهم فروردین هزار و سیصدوسی ویک , در روستای بنار آب شیرین از توابع شهرستان دشتستان متولد شد . در دوران کودکی مادرش را از دست داد و مادربزرگش سربرستی وی را برعهده دار شد . به دلیل نبود امکان تحصیل ، قبل از مدرسه به مکتب خانه ی آخوند عباس زبیری در بنار آب شیرین رفت . پس از مدتی ، مکتب خانه تعطیل شد و برای ادامه تحصیل به مکتب خانه ی آخوند مولی[مددعلی]در بنار سلیمانی رفت و سواد مکتبی را فرا گرفت .

در سن هفت سالگی برای تحصیل به دبستان مینای زیارت رفت وچون سواد مکتبی داشت ، در کلاس دوم ثبت نام شد و تا بایان سال ششم ابتدایی در زیارت تحصیل کرد . از همکلاسی های ایشان , حسن بی باک- محمد ابراهیمی- کرم خدادادی- حمید شجاعی- مرحوم غلامحسین باقری- عبدالرسول سلیمی- حاج غلام رضا بوستانی- مرحوم حسین روزبه - مرحوم حسین شجاعی- مرحوم نوشاد باقری- مرحوم اردشیر شجاعی را می توان نام برد . با وجود فقر مالی و تنگدستی فروان ، برای ادامه تحصیل در دوره ی دبیرستان همت گماشت . سال اول را به صورت متفرقه در آبپخش گذراند و ادامه در دبیرستان فرخی برازجان و دبیرستان فردوسی در رشته علوم تجربی به تحصیل ادامه داد و موفق به اخذ دیبلم گردید . در درس خواندن بسیار کوشا بود چنانکه همکلاسی هایش هر روز منتظر آمدنش بودند تا از او درس فرا گیرند . بعد از اتمام درس ، برای انجام خدمت سربازی به آموزش اعزام گردید که به دلیل تک فرزندی ، معاف شد . از آنجا که در زندگی فردی کوشا بود ، برای یافتن کار به جزیره ی خارگ رفت و پس از مدتی وارد عرصه علم و دانش شد ودر آموزش و برورش بندر لنگه در کسوت آموزگار به خدمت مشغول گردید . در همان ایام و درحالی که سوار موتورسیکلت بود ، بایک ماشین تصادف کرد و براثرشکستگی مهره های کمر و گردن ، دچار آسیب جسمی فروان گردید  ب طوری که کمرش انحنا پیدا کرد وچرخاندن گردن برایش مشکل شد . پس از گذشت حدود ده الی پانزده سال از خدمتش ، به برازجان منتقل شد ومابقی خدمت خود را در آموزشگاه های برازجان طی کرد و حدود سال 86 بازنشسته شد . در همین ایام بازنشستگی بود که چشمش مبتلا به آب مروارید شد که پزشکان به دلیل انحنای پشت و گردن ، حاضر به عمل کردنش نشدند و مدت یک سال کم بینا شد و عاقبت در نیمه شب 94/08/09 ،  در بیمارستان شهید گنجی برازجان ، جان به جان آفرین تسلیم داشت . روحش شاد و یادش گرامی  .

 با تشکر از آقایان حسن بی باک و نصرالله کهنسال که در گردآوری این زندگی نامه ما را یاری کردند .

حبیب زمانی 

94/08/11

زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست

 هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست

خرم آن صحنه که مردم بسپارند به یاد...


[ سه شنبه 94/8/12 ] [ 6:45 صبح ] [ بنار آبشیرین ] [ نظرات () ]

دوستی با نام مستعار ، سوالی مطرح کرده است . ضمن بیان نظری اجمالی دراین زمینه ، منتظر پاسخ دوستان نیز هستیم تا اگر نظری دارند ، بیان نمایند . وی می نویسد :

ممنون میشم کسی راهنمایی کند اصطلاح کاهواد صحیح است یا کهباد ( بادی که از سمت کوه می آید )؟

شاید بتوان برای واژه ی کهباد یا کهواد یا به گویش بنار ، کاواد ، معانی گوناگونی فرض کرد . به عنوان مثال در بنار آب شیرین ، این واژه ، معادل مشرق است اما شاید ریشه ی کوه آباد باشد یعنی سمت کوه . جهتی که کوه آن را آباد کرده است و کوه قرار گرفته است . چرا که درگویش  این روستا ، به کوه « کا » نیز گفته می شود . اما استاد خیراندیش نظری دیگر دارند . وی در توضیح « کهواد » می نویسد :        « نظر به باد دلگشایی که از کوهستان می وزد مردم برازجان سمت مشرق را « کهواد » kohwad  ( کوهباد ) می نامند .

برازجان سرزمین آفتاب بامدادان . دکتر عبدالرسول خیر اندیش . صفحه ی 26      


[ یکشنبه 94/7/12 ] [ 6:47 صبح ] [ بنار آبشیرین ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب